شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
ديباچه 192
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
فارسى در صرف و نحو و منطق و بيان به روش عرفانى ( فيلمها 2 : 45 ف 3053 ) . 2 - شكستن و تباه ساختن انديشهء ديگران كه در نگارشهاى سكستوس امپيريكوس و يوحناى فيلوپونس مىبينيم . پركلوس ( برقلوس ) هجده دليل براى پايندگى و جاودانگى جهان كه ارسطو گمان برده است آورده و آنها بنام « حجج برقلوس فى قدم العالم » به عربى درآمده و نهتاى آنها به چاپ رسيده است ( الافلاطونية المحدثة از بدوى ص 30 ديباچه و 34 متن ) شهرستانى هم آنها را ديده و در الملل و النحل گزيدهاى از هشتتاى آنها را آورده است . در پايان اين بند گفته است كه من خود ردى بر اينها نوشتهام . يعقوبى در تاريخ ( 1 : 94 ) پس از ياد كردن « كتاب طرقا في علم حدود المنطق » از « كتاب ما تفاوت فيه فلاسفه الروم و الهند » نام مىبرد . يوحناى فيلوپونس در رد بر پركلوس در سال 529 م دفترى در هجده گفتار ساخته كه در لايبتسيگ در 1899 چاپ شده است . ابن سوار و بيرونى و قفطى آن را داشتهاند . پايهء كار غزالى در تهافت الفلاسفه ترجمهء همين دفتر است . ( گفتار كارادو به فرانسه در دائرة المعارف اسلامى دربارهء شهرستانى 4 : 172 - ترجمهء تهافت التهافت ابن رشد از وان دن برگ به انگليسى ص XX و جاهاى ديگر - بروكلمن 1 : 428 و ذيل 1 : 762 - گرهارد اندرس : پروكلوس به عربى و آلمانى 15 تا 18 ) . اينك از چند دانشمند كه در اين زمينه كار كردهاند ياد ميكنم . 1 - ابو حاتم احمد رازى ورسنانى درگذشتهء 322 در اعلام النبوة باب چهارم اختلاف الفلاسفة فصل 1 - 3 . 2 - ابو نصر محمد فارابى : الرد على ابن الراوندى و الرازى و جالينوس و يحيى النحوى ( فارابى از اشتاين شنايدر 216 و 217 ) .